مرتضى راوندى
60
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هموار ساخت و پس از دوران مغول دودمانهاى شيعى كيش فراوانى ، چون دودمان سربداران در خراسان ، مرعشيان در مازندران ، سيدهاى كاركيايى در گيلان ، و مشعشعى در خوزستان ، و قبيلهء سياه گوسفندان در آذربايجان و عراق و فارس ، به ترويج عقايد اماميان كمك كرده بودند ، امّا هيچ معلوم نيست كه اگر اسمعيل به زور شمشير مردم ايران را به پيروى از مذهب شيعه وانمىداشت ، اصول عقايد اماميان به قدرت مذهب رسمى كشور درمىآمد . » تلاش علما - پس از آنكه مذهب شيعه آيين رسمى مملكت گرديد ، علما و روحانيان بر آن شدند كه از لحاظ اصول عقايد و قواعد مذهبى يعنى از نظر تئوريك ، آيين جديد را در مقابل پيروان سنت و جماعت مجهّز و آماده كنند ، بههمين مناسبت نخست مطهّر حلّى مجموعهيى از حديثها و سنتهاى شيعى . . . گردآورى كرد و بعدها ساير علما در راه تكميل اخبار و احاديث اهل تشيّع كوشيدند و با اهل تصوّف كه كمابيش مردمى آزادانديش بودند به مبارزه برخاستند . . . » « 1 » رسمى شدن مذهب تشيّع در ايران به ازبكها و عثمانيها امكان داد كه نسبت به اقليتهاى مذهبى مخصوصا شيعيان ، روشى وحشيانه پيش گيرند . در دوران حكومت 53 سالهء شاه طهماسب كه مردى بىكفايت و عياش بود ، عبيد خان فرزند شيبك خان ازبك هفتبار با سپاهيان طهماسب دست و پنجه نرم كرد و خسارتهاى فاحشى به مردم هرات ، طوس ، مشهد ، و نيشابور وارد آورد . در اين دوران سى سالهء سلطنت عبيد ، مردم امنيّت مالى و جانى نداشتند ، چنان كه « صرفا به شهادت دو نفر جاهل مغرض ، هركسى را به دادگاه يكى از قاضيان مىبردند و مىتوانستند به جرم آنكه در دوران حكمرانى سرخ كلاهان ، لعن ابو بكر و عثمان كرده است در ملاء عام به قتل رسانند ، طبيعى است كه اين جريان لطمهء بزرگى به حيثيت شاه طهماسب وارد مىساخت . . . اما تهديد عثمانيها به مراتب مهمتر و مهلكتر بود . . . » « 2 » چون حكومت عثمانيهاى متجاوز و توسعه طلب هم براى ايران و هم براى غرب زيانبخش بود ، شاهان مهّم اروپا يعنى شارل پنجم ، فرديناند اوّل و فيليپ دوّم سلطان اسپانيا كه نهتنها قلمرو خود بلكه جهان عيسوى را در معرض تهديد مىديدند به تشويق پاپ ، صف واحدى در برابر عثمانيها پديد آوردند ؛ ولى شاه طهماسب كه مشغول عيّاشى و زراندوزى بود هرگز به اين مسائل مهّم و جدّى سياسى دوران خود ، توجّه و عنايتى
--> ( 1 ) . همان كتاب ، از ص 172 به بعد . ( 2 ) . همانجا ، ص 183 .